وظيفهٴ ماست كه در فصلهاي بعدي آنها را با دقت بيشتري مورد مطالعه قرار دهيم و به مقايسهشان بپردازيم.
4. از عبري به لاتيني. قديس استيفن هاردينگ با مراجعه به متن عبري عهد عتيق و كمك دستياران يهودياش به تهذيب وولگات پرداخت. قبلاً گفتم كه پيير معزز رهبان ديركلوني باعث شد تا ترجمهاي از قرآن صورت گيرد. او از نخستين مردان كليسا بود كه به اين فكر افتاد؛ همچنين از نخستين كساني بود كه تحقيق در تلمود را تشويق كرد، و اين كار با كمك يهوديان تعميديافته صورت گرفت. از همهٴ مترجماني كه تا اينجا ذكرشان گذشت، افلاطون تيوولي تنها كسي بود كه ترجمههايي از آثار هر دو زبان عربي و عبري را تدوين كرد. در سال 1145، رسالهٴ معروف ابراهيم برحيه را راجع به اعمال هندسه از عبري به لاتيني برگرداند.
5. از سلتي به لاتيني. دو وقايعنگار ويلزي به نامهاي جفري مونماوثي1 و كاراداگ للانكارواني2 گزارشها و داستانهاي كيمري را ترجمه كردند و موجب شدند تا آنها از طريق نوشتههايشان در سراسر اروپاي باختري انتشار يابند. اين امر براي تاريخ ادبيات و هنر داراي اهميت زيادي است، چون بسياري از اين داستانهاي سلتي از رواج و انتشار وسيعي برخوردار شد و هنوز هم داراي محبوبيت فراواني است، از قبيل ((جام))،3 ((پرسيوال))،4 ((لانسلوت))،5 ((تريستان))،6 و ((ميزگرد))7. ممكن است وقايعنامهٴ كاراداگ در اصل بهزبان ويلزي نوشته شده باشد (متن اصلي گم شده)، ولي اگر هم چنين باشد، بيدرنگ بهلاتيني ترجمه شده است.
6. از لاتيني به فرانسوي. فيليپ تائوني نويسندهٴ انگلونورمان تعدادي رسالههاي عامهپسند به لهجهٴ جنوب فرانسه نوشت كه مطالب آنها را از ادبيات روزمرهٴ لاتيني اقتباس كرده بود. آنها ترجمهٴ واقعي نبود، بلكه فيليپ را ميتوان بهعنوان ناقل معلومات لاتيني به فرانسوي ذكر كرد.
د. زمينهٴ فلسفي
همچنانكه بارها، در مجلد اول خاطرنشان شدهام ترسيم خط فاصلي ميان فلسفه و الٰهيات